داستان کوتاه «سوزی»شیرین صفریفروردین ۵, ۱۴۰۴«سوزی» دوباره سنجاق سینهاش باز شد و افتاد روی زمین. ایستاد. به موزاییکهای نمکشیدهی پیادهرو نگاه کرد. از خیسی چندش ... ادامه مطلب