تولید محتوا چیست؟ ۵ نکته مهم و چگونگی هدفگذاری در تولید محتوا
در این روزهای قطعی اینترنت و بلاتکلیفی ذهنی و کاری، اندوه بیپایان برای سوگهای فراوان و آیندهای نامعلوم، بماند که به چهها میاندیشیم و کاری از دستمان برنمیآید.
این روزها بهخاطر زمان آزاد و در حقیقت زمان مردهی بیشتری که داشتم بر آن شدم که دورههای تولید محتوا و بازاریابی را برای دوره و یادآوری یا پر کردن شکافهای ذهنی ببینم.
دراینبین در حال یادداشت برداری از این دورهها هستم و با خودم فکر کردم این یادداشتها را با شما به اشتراک بگذارم. نمیدانم تا کجا بر این کار میتوانم ممارست داشته باشم، اما تلاش میکنم که این نوشتهها را به جاهای خوبی برسانم.
فقط یک نکته کوتاه، اینکه این سری از مقالات تنها برای آشنایی کلی شما عزیزان با بازاریابی محتوا نوشته شده و برای یادگیری صحیح باید به دورههای آموزشی مراجعه کنید.
محتوا چیست؟
محتوا اشکال مختلف اطلاعات است که از متنهای موجود در صفحات مجازی و واقعی گرفته تا لایک، کامنت و ایموجی و تصاویر، عبارات، ویدئو یا هر صوتی که ساختار مشخص دارد، اطلاق میشود.
برای چی محتوا تولید میکنیم؟
برای اینکه بتوانیم توجهها را جلب کنیم و با مخاطب تعامل داشته باشیم.
ویژگیهای محتوا:
- ساختار دارد.
- مخاطبش انسان است.
- امکان ویرایش دارد.

تولید محتوا چیست؟
تولید محتوا ارائه اطلاعات توسط یک پیام مشخص با فرم و هدف خاص به مخاطبین خاص از طریق یک کانال مشخص است.
مزیتهای محتوای دیجیتال:
- همیشه در دسترسه.
- میتونه به صورت فرمتهای مختلف ایجاد بشه.
- به آسانی قابل ویرایشه.
ژان پل سارتر میگه: «تا چیزی اعلام وجود نکند، انگار که نیست.» پس برای اینکه مشتریان ما را ببینند، باید تولید محتوا کنیم و باید سروصدا کنیم تا مخاطبین ما رو پیدا کنن.
ما باید به طور هدفمند و با تحقیق بفهمیم با چه نوع محتوایی، برای چه مخاطبی و در چه کانالی باید تولید محتوا کنیم.
نکات مهم تولید محتوای اصولی:
- اگر تولید محتوا اصولی باشد، با مخاطب رابطهسازی عمیق ایجاد میکند.
- به نیازهای کاربر پاسخ میدهد.
- باعث افزایش اعتنماد در مخاطبان و مشتریان میشود.
- باعث میشود در فضای دیجیتال حضور پررنگ و به یادماندنی داشته باشم.
- تاثیر سایر روشهای بازاریابی کمرنگ شده و تولید محتوای اصولی تاثیر بیشتری دارد.
نکته مهمی که برای تولید محتوای اصولی باید در نظر گرفت این است که باید نقطهی طلایی بین نیاز مخاطب و محتوای تولیدیمان را پیدا کرده و روی آن تمرکز کنیم. یعنی بیشترین انرژیمان را روی تولید محتوا برای رفع نیاز مخاطب بگذاریم.
اعتمادسازی در مخاطب
بعد از تولید محتوای اصولی باید قیف یا فانل فروش را درست و اصولی تنظیم کرد تا بعد از اینکه مخاطب با بازاریابی محتوا جذب شد در مراحل بعدی فروش اعتمادش از بین نرود. مثلاً پرسنلی که جواب تلفن را میدهد دلسوز و باحوصله باشد و سایر موارد.

هدفگذاری در تولید محتوا
در ابتدای امر ما باید بدانیم که چرا میخواهیم محتوا تولید کنیم و به اصطلاح هدفمان از این کار چیست؟ مثلاً میخواهیم فروشمان بالاتر برود یا برندمان شناخته شود یا مواردی از این دست.
بنابراین وقتی مشتری به ما مراجعه میکند بابت گرفتن خدمات بازاریابی محتوا، باید برای او مشخص کنید که کجای مسیر بازاریابی دیجیتال ایستاده است، چگونه و با چه شرایطی باید این مسیر را طی کند، در انتها باید به کجا برسد و چقدر هزینه کند. و مشخص کنیم اصلاً این هزینه ارزش رسیدن به آن هدف و طی کردن این مسیر را دارد یا نه؟
ویژگیهای هدف خوب و اصولی در تولید محتوا
برای یک هدفگذاری خوب و اصولی از روش اسمارت smart استفاده میشود. این روش ۵ ویژگی اصلی دارد. در حقیقت نام آن را بر اساس حرف ابتدایی ۵ کلمه که ۵ ویژگی مهم این روش را توصیف میکند، گرفته شده است که عبارتند از:
- Specific (مشخص): هدفگذاری باید دقیق باشد؛ یعنی محدوده و موضوع هدف باید کاملاً شفاف، دقیق و مشخص باشد. به عنوان مثال، هدف تولید مقاله در حوزه روانشناسی برای افراد افسرده یا افراد مبتلا به دو قطبی.
- Measurable (قابل اندازهگیری): هدف شما باید قابل اندازهگیری و قابل شمارش باشد تا بتوانیم میزان پیشرفت و نقطه پایانی کار را مشخص کنیم.
- Attainable (قابل دستیابی): هدف باید از طرفی ارزش هزینه کردن و زمان گذاشتن را داشته باشد و از طرف دیگر از نظر میزان سرمایه، امکانات، بستر فعالیت و مواردی از این دست قابل دسترسی باشد.
- Relevant (مرتبط): هدفگذای باید با اهدافی که کسب و کار دارد در یک مسیر و سمتوسو باشد.
- Time-based (زماندار): هدفگذای باید زماندار باشد، یعنی مشخص شود که این هدف باید در چه بازهی زمانی به سرانجام برسد.
تاریخچه روش هدفگذاری اسمارت smart
برای آشنایی با روش هدفگذاری اسمارت smart میتوان با جستجو در گوگل یا هوش مصنوعی با این مبحث بیشتر آشنا شد؛ اما نکته جالبی که احتمالاً توجه شما را جلب میکند و ممکن است گیجتان کند، نامگذاریهای زیاد این متد توسط افراد مختلف است.
برای اینکه بهتر در جریان ماجرا قرار بگیرید، بخشی از تاریخچه کوتاهی که در متمم درباره این موضوع آورده شده را با هم میخوانیم:
“در ابتدا پیتر دراکر در مبحث MBO (مخفف Management by Objectives) یا مدیریت بر مبنای هدف را مطرح کرده بود و برای هدف گذاری هم ویژگیهایی را در نظر گرفته بود.
اما به نظر میرسد که اصطلاح اسمارت را برای نخستین بار شخصی به نام جورج دوران (George Doran) در سال ۱۹۸۱ مطرح کرده. (مقاله هدف گذاری جورج دوران – فایل PDF)
جورج دوران هدف گذاری اسمارت را برای «سازمانها» تعریف میکند و نه برای زندگی فردی. اما به نظر میرسد که کلمهی SMART به مذاق افراد بسیاری خوش آمد و به سرعت از قلمرو کسبوکار وارد حوزهی برنامه ریزی و هدف گذاری برای زندگی شخصی شد.
کسانی مثل کن بلانچارد، آنتونی رابینز، برایان تریسی و جک کنفیلد به سراغ این اصطلاح آمدند و هر کدام، به هر شکلی که دوست داشتند آن را تعریف کردند.
در نهایت، امروزه هدف گذاری اسمارت در حوزههای متنوعی از جمله خانواده، سلامت، اهداف مالی، مسیر شغلی، یادگیری، ورزش و مسئولیت اجتماعی نیز بهکار میرود.”
سخن بعدی
در مبحث بعدی درباره انواع محتوای دیجیتال صحبت میکنم. هر چند به نظر موضوع ساده و پیش پا افتادهای بنظر میرسد، اما مبحث بسیار پایهای و مهمی است و آشنا و مسلط بودن به اواع محتوا و تفاوت آنها کمک زیادی به تولید محتوای خوب و موثر میکند.

بدون دیدگاه